يحيى دولت آبادى
103
حيات يحيى ( فارسى )
سرى را هم دربر ميگيرد كه در آن معاهده قسمت بيطرف ايران را هم ما بين خود تقسيم نمودهاند و بعد از سالها اين قضيه مكشوف ميگردد خلاصه عهدنامه علنى روس و انگليس بمجلس شوراى نورس ما ميآيد و مجلس رد مىكند با اظهار تنفر شديد از وقوع اين واقعه اما نپذيرفتن مجلس عهدنامه مزبور را تأثيرى در عمليات دو دولت در ميان خود نمينمايد و مدلول آن را در جميع عمليات خويش رعايت مينمايند و دولتيان ايران در ادارات بيغرض سعى ميكنند در مكالمات و مكاتبات چيزى كه مشعر بر قبول مواد معاهده مزبور بوده باشد از آنها سر نزند چونكه از مجلس رد شده است . عقد معاهدهء روس و انگليس و آمدن آن بمجلس نورس ايران و پذيرفته نگشتن آن دو مضرت بزرگ بمجلس مىرساند و موجب خوشحالى محمد عليشاه ميگردد و آن دو مضرت اينست كه انگليسها انتظار نداشتند مجلس معاهده را رد كند و البته اين كار بر خلاف انتظار موجب بدبينى آنها نسبت بمجلس و مجلسيان مىشود و ديگر آنكه بواسطه عقد اين معاهده انگليس از نگرانى نفوذ روس در تمام مملكت خلاص شده ديگر حاجتى بتقويت نمودن از مليون بر خلاف سلطنت محمد عليشاه ندارد بلكه از يكطرف ميخواهد دل شاه جوان را از چنگال روس قوىپنجه درآورده بجانب خود جلب نمايد و از طرف ديگر هم بيمضايقه نيست كه مجلس ردكننده معاهده او گوشمالى ببيند كه بلندپروازى ننمايد و سستى حمايت انگليس از مليون و مجلس و مجلسيان قهرا موجب خشنودى شاه است كه در آتيه بتواند اين زنجير را از پاى خود بردارد گرچه زنجير اسارت روس و انگليس در تقسيم نمودن مملكت به گردن او بيفتد . خلاصه آنكه پيشآمد سياست خارجى ايران در ظاهر بر ضرر مليون و بر نفع ظاهرى و موقتى مخالفين مجلس كه شاه در رأس آنها واقع است تمام مىشود . و اما سياست داخلى شاه و مجلس كه روزبروز كسب شدت كرده بر مخالفت باطنى شاه و يكقسمت مهم ملت با مجلس و مخالفت مجلس و مليون با شاه و طرفداران او مىشود از اينقرار است اول اسباب خلف از طرف شاه و موافقين او - شاه شخصا با مجلس و مشروطه مخالف است اطرافيان او هم اين مطلب را ميدانند و هرچه مىتوانند در عالم